سایه ای در بعد از ظهر پاییزی
یه روزی یه جایی!!!
یه روز ی یه جایی با خدا تنها بودمازش پرسیدم: چرا؟گفت: ...مهم نیست چی گفت!!!و اصلا مهم نیست چرا!!!مهم این بود که من یه روزی یه جایی با خدا تنها بودم!!!
ازش پرسیدم: چرا؟
گفت: ...
مهم نیست چی گفت!!!
و اصلا مهم نیست چرا!!!
مهم این بود که من یه روزی یه جایی با خدا تنها بودم!!!
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 23:30 توسط شنتیا ( م.ع ) |
همیشه ساده می بازد.... ژیوار غریبه ای از مه ... از صمیم قلب خاطرات یک کتابدار A lonely tree راز شمع ( علا جان ) مهنوش آسمان آبرنگی
Design by : Night Skin
جدیدترین قالبهای بلاگفا
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ