|
از باغ میبرند چراغانیت کنند تا کاج جشنهای زمستانیت کنند پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار با این بهانه که بارانیت کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند اینبار مبرند که زندانیت کنند... ای گل گمان نکن به شب جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند.. یک نقطه بیش فرق بین رحیم و رجیم نیست... از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند.... آب طلب نکرده همیشه مراد نیست! گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند!!!! + نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 15:42 توسط شنتیا ( م.ع ) |
|