تبليغاتX
سایه ای در بعد از ظهر پاییزی

سایه ای در بعد از ظهر پاییزی

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند. زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ. زندگي رويايي است، مثل روياي يك كودك ناز. زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه باز. زندگي تك تك اين ساعت هاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست. زندگي راز دل مادر من، زندگي پينه دست پدر است. زندگي مثل زمان در گذر است. نوروز مبارک


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 15:31 توسط شنتیا ( م.ع ) |


رقص و رقص و رقص
سبز و سبز و سبز
برف و برف و برف
رقص سبز برف...
مرگ و مرگ و مرگ
سرد و سرد و سرد
درد و درد و درد
مرگ سرد درد...
کوه و ماه و نور
راه و گاه و شب
چشم و آه و دود
اول سحر، آخر کبود...
نظم و نظم و نظم
خیز و خیز و خیز
سوز و سوگ و خون
پیرو خطر،آخر جنون...
باد و آب و خاک
نای و عشق و عهد
ای نومیدی خموش!!!
تاب جان من،
می کند خروش!!!...

Shantia

باز هم چه زود دیر شد...
باز هم عازم سفرم...
باز هم شاید... 
باز هم خدای زیبا با ماست...

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387 15:34 توسط شنتیا ( م.ع ) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387



پیوندها

همیشه ساده می بازد....
ژیوار
غریبه ای از مه ...
از صمیم قلب
خاطرات یک کتابدار
A lonely tree
راز شمع ( علا جان )
مهنوش
آسمان آبرنگی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin