تبليغاتX
سایه ای در بعد از ظهر پاییزی

سایه ای در بعد از ظهر پاییزی

پیاده روی تو هوای سرد شب چه می چسبه!

اونم تک و تنها!

توی خیابونای خلوت!

باد پاییزی که بوی زمستون رو داره، آدمو مست میکنه!

هوا نمی دونه کدوم وریه! زمستونی یا پاییزی!

اما من اسمشو میذارم هوای پاییستونی! ( پاییزی+زمستونی!!!)

انگار شیراز تازه داره رنگ آتشین برگهای پاییزی رو به خودش می گیره!

همت شمالی و قصرالدشت بهترین جاست که خودت و فقط و فقط با سایه شبونه خودت تنهایی پیاده روی کنی!

با صدای یه آهنگ که روی گوشیمه و با هندزفری دارم گوشش میدم ریتمیک راه میرم!

بیخیال تموم دنیا!

کاش زندگی مثل همین راه رفتن توی خیابونای خلوت می بود!

با یه آهنگ ریتمیک از Enrique Iglesias و هوای سرد آخر پاییز!!!

میمیرم براش! آخرشه!!!

پیاده روی تنها کاریه که خیلی ازش لذت میبرم و واهمه ندارم که این لذت یه روزی تموم میشه!

نه نه!!!

نه، ذهنم خیلی شلوغه!

خیلی خیلی....

نمی تونم افکارمو متمرکز کنم!

گسستگی نوشته هام واسه همینه!

این پستم خیلی خوب نشد! دوستش ندارم و راضیم نکرد!

اما حذفش نمیکنم تا بعدا بدونم که روزایی هم وجود داره که آدم از نوشته هاش راضی نیست و باهاشون احساس سبکی نمیکنه!

تا حالا این حسو نداشتم و الان دارم تجربش میکنم!

مثل بازیکن مصدومی که نمی تونه بازی کنه ولی اصرار به ادامه بازی داره!

بعدا می نویسم از یه جای سرد...

با شرایط جدید و شاید هیجان انگیز!!!

با هوایی شبیه هوای مسکو!!!

شاد باشید!!!



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 2:30 توسط شنتیا ( م.ع ) |


یه روز ی یه جایی با خدا تنها بودم

ازش پرسیدم: چرا؟

گفت: ...

مهم نیست چی گفت!!!

و اصلا مهم نیست چرا!!!

مهم این بود که من یه روزی یه جایی با خدا تنها بودم!!!


+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 23:30 توسط شنتیا ( م.ع ) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387



پیوندها

همیشه ساده می بازد....
ژیوار
غریبه ای از مه ...
از صمیم قلب
خاطرات یک کتابدار
A lonely tree
راز شمع ( علا جان )
مهنوش
آسمان آبرنگی
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin