|
........................... ................................. ...............................؟!!!! .............................................!!!! + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 18:31 توسط شنتیا ( م.ع ) |
بازم يه زندگيه ديگه!!! بازم شرايط جديد!!! قبلا فكر مي كردم كه زندگيم خيلي يكنواخته!!! اما حالا مي فهمم خيلي حرفا از زندگيم دارم كه به آيندگان بگم و به روزمرگي ختم نميشه... سرنوشت عجيب!!! امروز داشتم تو خيابون 16 آذر راه ميرفتم ياد 2 سال پيش افتادم... حال و روز اون موقع كجا و حال و روز الان كجا!!! يادمه روز تولدم اون روز مي خوندم : روز پاییزی میلاد تو در یادم هست ... روز خاکستری سرد سفر یادت نیست ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من ... در شب آخر پرواز خطر یادت نیست يادم هست! يادت نيست!!! اما امروز با خودم زمزمه مي كردم: شايد اين خنده كه امروز دريغش كرديم، آخرين فرصت همراهي ماست!!! شاد باشيد + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 12:58 توسط شنتیا ( م.ع ) |
گاهی اوقات فکر میکنم زندگی شاید سیب چیدن از درخت باشه. میشه سیبی رو از
پای درخت بر داشت و رفت.میشه سیبی رو از روی شاخه چید و رفت. میشه گشت
سیبی رو انتخاب کرد و رفت . من همیشه اون سیبی رو از زندگی خواستم که نوک
بلند ترین شاخه درخته ! شاید هیچ وقت به اون سیب نرسم .اما فکر میکنم در
تلاش رسیدن به اون سیب حداقل قدم بلند میشه.. + نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 13:24 توسط شنتیا ( م.ع ) |
کرک جان ! خوب می خوانی ... راه هر پیک و پیغام خبر بسته ست....
نه تنها بال و پر ، بال نظر بسته ست ... م.امید.(مهدی اخوان ثالث) کرک: با دو فتحه یعنی بلدرچین، صدای این پرنده شبیه تلفظ « بدبده » است به همین خاطر به آن « بدبده » نیز می گویند. + نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 0:7 توسط شنتیا ( م.ع ) |
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 8:17 توسط شنتیا ( م.ع ) |
زير باران بودي؟ اي خيال ابدي ! بي تو من تنهايم تو چرا غمگيني؟ + نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 18:37 توسط شنتیا ( م.ع ) |
گرگها خوب بدانند در این ایل غریب ( زهرا رهنورد ) + نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 8:5 توسط شنتیا ( م.ع ) |
از باغ میبرند چراغانیت کنند تا کاج جشنهای زمستانیت کنند پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار با این بهانه که بارانیت کنند یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند اینبار مبرند که زندانیت کنند... ای گل گمان نکن به شب جشن می روی شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند.. یک نقطه بیش فرق بین رحیم و رجیم نیست... از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند.... آب طلب نکرده همیشه مراد نیست! گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند!!!! + نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388 15:42 توسط شنتیا ( م.ع ) |
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند. زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ. زندگي رويايي است، مثل روياي يك كودك ناز. زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه باز. زندگي تك تك اين ساعت هاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست. زندگي راز دل مادر من، زندگي پينه دست پدر است. زندگي مثل زمان در گذر است. نوروز مبارک + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 15:31 توسط شنتیا ( م.ع ) |
رقص و رقص و رقص Shantia + نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387 15:34 توسط شنتیا ( م.ع ) |
|