تبليغاتX
سایه، پاییز، رنگ

فرشته کوچکمان رفت!!!

خیلی ها به آمدنش امید داشتند...

او سبب ساز پیوند دو خانواده بود...

مادرش فرشته کوچک را می خواست...

پدرش نیز...

اسم او را فسقل گذاشته بودند...

برای تکان خوردنش کیک خریده بودند...

اتاقش نیامده پر از عروسک بود...

قرار بود صدای گریه اش نوید زندگی را در خانه زنده کند...

قرار بود به این جهان آمدنش نوید این را بدهد که هنوز خدا از انسان نا امید نیست...

قرار بود به همه بفهماند دنیا جای خوبیست برای به دنیا آمدن!!!!

صدای نبضش پدربزرگ و مادربزرگ جوانش را به اوج می رساند...

آمدنش با آن دست های کوچک و لطیف نوید برکت می داد...

اما او در یک صبح زمستانی بدون اینکه به این دنیا بیاید پرواز کرد...

رفت تا دست در دست فرشته ای به سوی نور پرواز کند...

در خوابی پریشان به مادر بزرگم گفتم حواسش به او باشد چون می دانستم به هر حال در این مدت گوشه و کنار آسمان را بلد شده و می تواند از هدیه کوچک ما در آن دنیا محافظت کند!!!

حسرت یک بار دایی گفتنش را بر دلم گذاشت...

همه غمگینیم...

همه می دانیم این آخر دنیا نیست و ما فراموشکاریم...

همه می دانیم که امید آخرین سلاح این روزهاست...

همه می دانیم با اینکه او پنج ماه بیشتر در وجود مادرش نزیست اما حق خداوند عزیزمان بود که گرفتش...

اما مادرش به هیچ صراطی مستقیم نیست...

ای کاش می دانست به دنیا آمدن بچه ای که مشکل جسمی دارد بی عدالتی است در حق او...

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 20:10 توسط شنتیا ( م.ع ) |

و اما بعد!!!

امروز روی وایت برد کوچکی که روی یخچال آزمایشگاه گذاشته بودند با ماژیک نوشتم:

باران میبارید, کودکی آهسته گفت: خدایا گریه نکن درست میشه!!!

نوشتمو بهش فکر کردم!!!

خندم گرفت!!

بغض کردم!!

زیبا بود!!

ای کاش هنوز هم بچه بودم!!!


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 18:40 توسط شنتیا ( م.ع ) |

یه دوست!!!

شما کی هستی؟

+ نوشته شده در جمعه ششم آبان 1390ساعت 5:21 توسط شنتیا ( م.ع ) |

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست

روز خاکستری سرد سفر یادت نیست

ناله ناخش از شاخه جدا ماندن من

درشب اخر پرواز خطر یادت نیست

تلخی فا صله ها نیز به یادت ماندن

نیزه پر پا نشسته است و سپر یادت نیست

یادم هست ......................  یادت نیست

 عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید

کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست

تو که خود سوزی هر شب پره را میفهمی

با ورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

تو به دل ریختگان چشم نداری بیدل

انچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

یادم هست ...................... یادت نیست

خواب روزانه اگر در خور تابیر نبود

پس چرا گشت شبانه در بدر یادت نیست

من به خط و خبری از تو قناعت کردم

قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

یادم هست ...................... یادم نیست

+ نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 0:48 توسط شنتیا ( م.ع ) |

این روزها در بلوار خاکستری ( کشاورز ) راه می روم و فکر میکنم!!!

چقدر اینجا برایم تنگ است!!!

.........................

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش/ بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 18:52 توسط شنتیا ( م.ع ) |

I see you everywhere, I see your eyes, I touch your hair,
You took me on a highway to the stars, and left me halfway there;

I hold you in my dreams, your tender kiss is never what it seems,
'Cos when I wake up in the morning sun, I look, but you're not there;

I cannot believe this has happened to me,
It's been heaven in your arms,
You gave me so much, with an angels touch,
And then you took my heart;

I see you in the street, and people turning at my running feet,
But when I get up close a stranger's eyes, are looking back at me;

Oh I cannot believe this has happened to me,
Its like heaven for one day.
You left me like this with an angels kiss,
And then you flew away;

I see you everywhere, I see your eyes, I touch your hair,
I'm gonna take that highway to the stars,
And I will find you there;

I see you everywhere, I see you everywhere,
I see you everywhere, I see you everywhere..........

Everywhere.....
And when I'm looking for you, I'm gonna find you,
And when I find you I am, I'm gonna hold you,
And when I hold you I am, I'm gonna love you,
And when I love you it will, it will be forever.......

Everywhere........
I see you.... everywhere.....

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 12:1 توسط شنتیا ( م.ع ) |

سلام

اینجا هوا کمی گرم است با طعم تند آفتاب جنوب

بوی هوای اینجا را دوست دارم

شاید دیگر کمتر برایم فرصتی پیش بیاید که بیایم جنوب!!!

آه جنوب!!! و به قول دوست لبنانیم محمد حسن فوعانی (( ژنوووب))

راه مرا می خواند!!!

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1390ساعت 19:13 توسط شنتیا ( م.ع ) |

فاصله گرفتن از ادمهایی که دوستشان داریم بی فایده است زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای انها نخواهد امد.

گوته

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 21:19 توسط شنتیا ( م.ع ) |

جهنم سرخ و نکبتی به نام کمونیسم مطلبی از وبلونه

سلام به همگی   این یه متن جالب در مورد کره شمالیه که فکر کنم  بعد از خوندنش قیافه هاتون دیدنی باشه.

    کره شمالی و کوبا تنها نقاطی از جهان هستند که همچنان آلوده به کمونیسم یا همان طاعون سرخ قرن بیستم باقی مانده اند . کوبا به واسطه نزدیکی اش به آمریکا و روابط خارجی اش با بسیاری از کشورهای دنیا ، سرزمین نسبتا شناخته شده ای هست . اما بسیاری از مردم دنیا از وقایع و حقایق درون کره شمالی که با سیستمی استالینی اداره میشود ، خبر چندانی ندارند .  رهبر کنونی کره شمالی کیم چونگ ایل هست . پدر وی هم رهبر سابق این کشور بود و کیم ایل سونگ نام داشت . البته مردم بدبخت کره شمالی رهبر حکومتشان را (معاون رهبر) می نامند چرا که به فرمودهء مقامات آن کشور ، کیم ایل سونگ نمرده است بلکه به خورشید پیوسته و هر روز جهان را گرم و روشن می کند . در نتیجه مقام رهبری ایشان محفوظ است . در کره شمالی تنها کسی که حق فکر کردن دارد رهبر حکومت است که فرماندهء بزرگ نامیده میشود . وقتی فرماندهء بزرگ دربارهء مسئله ای حرفی زد دیگر هیچکس حق ندارد در آن زمینه اظهار نظر کند .  از نظر حکومت کمونیستی آن کشور ، مردم کره شمالی و حتی مدیران و مقامات آن کشور وظیفه ای جز کشف حقیقت در افکار و سخنان رهبر نظام کمونیستی را ندارند . چندی پیش رهبر حکومت کره شمالی ( کیم چونگ ایل ) در حال بازدید از جایی به خانمی که کت و دامن پوشیده بود گفته بود شما در لباس سنتی کره ای زیباتر به نظر می رسید .. همان شب تلویزیون کره شمالی با قطع برنامه های عادی اش اعلام کرد از این لحظه به بعد همهء زنان شاغل در کشورمان موظف هستند که با لباس سنتی کره ای از خانه هایشان خارج شوند تا جهان زیباتر شود!  کره شمالی طبیعت بسیار زیبایی دارد و دارای تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی است اما مردم این کشور حق خروج از روستا ها یا شهرهایشان را ندارند . در واقع همه در همان جایی که زندگی می کنند زندانی هستند . برای رفتن از روستایی به روستایی دیگر و یا شهری به شهر دیگر باید از حکومت اجازه بگیرند .  در کره شمالی کسی حق انتخاب همسر و ازدواج را ندارد ، مگر با موافقت وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور . یعنی دختر و پسری که عاشق هم شده اند باید گزارش کاملی از نحوهء عاشق شدنشان ، دلیل عاشق شدنشان ، میزان علاقه و احساسی که نسبت به یکدیگر دارند و خیلی چیزهای دیگری را در چندین صفحه بنویسند و تحویل مقامات امنیتی بدهند تا نوبت مصاحبه شان شود . قبل از مصاحبه ، سیستمهای امنیتی و نظامی کره شمالی هفت نسل پشت و جد و آباد دختر و پسر را بررسی می کنند و نهایتا اگر مورد مشکوکی دیده نشد ، برای ازدواج آن دختر و پسر جوان مجوز صادر می کنند.  مردم کره شمالی همیشه فقیر و قحطی زده هستند و سالیانه چندین هزار نفر از آنها به دلیل گرسنگی می میرند .  دولت کره شمالی معمولا کمکهای غذایی خارجی را نمی پذیرد چرا که معتقد است این غذا ها ممکن است روی افکار مردم اثرات نامطلوب بگذارد و باعث تهاجم فرهنگی علیه نظام کمونیستی شود .  سفر مردم کره شمالی به خارج از کشور مطلقا ممنوع است و هر کس مایل به دیدن خارج باشد به عنوان یک ضد انقلاب و عامل دشمن دستگیر می شود . حتی تلفن زدن به خارج از کشور هم می تواند منجر به تیرباران شخص تلفن کننده شود .  سفر خارجی ها نیز به داخل کره شمالی مطلقا ممنوع هست ، بجز کمونیستها و سوسیالیستهای ضد آمریکایی که از برخی از کشورهای دنیا به شکل گروهی و به صورت تورهای همبستگی! و برای شرکت در جشنهای دولتی به این کشور سفر می کنند . به ازای هر توریست هم یک نفر برای مراقبت و بطور شبانه روزی در کنارش هست تا مبادا با کسی حرفی بزند .  در کره شمالی حتی خواب دیدن مردم هم کنترل میشود و دانش آموزان موظف هستند آخرین خوابهای سیاسی خود و والدینشان را به نمایندهء وزارت اطلاعات و امنیت در کلاسشان! گزارش کنند .  انتشار هر نوع خبر ناخوشایند سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و غیره که مربوط به کره شمالی باشد ممنوع است . هر گونه انتقاد از نظام کمونیستی و مقامات آن نیز جرم تلقی میشود . دوازده روزنامه در این کشور منتشر می شوند اما خبرنگار ندارند! این روزنامه ها موظف هستند که هر روز خبرهایی که از وزارت اطلاعات و امنیت دریافت می کنند را عینا منتشر کننند . فقط برخی از مقالات آنها با هم فرق می کند .  پخش و نمایش هر نوع فیلم و حتی کارتون خارجی در تلوزیون کره شمالی مطلقا ممنوع است . پدیدهء اینترنت در کره شمالی وجود ندارد و داشتن رادیوهایی که قادر به دریافت امواج خارجی باشند و یا گیرنده های تلوزیونهای ماهواره ای و دستگاه فاکس جرم است . حتی موبایل و دوربین فیلمبرداری نیز جزو ابزار جاسوسی برای دشمن محسوب میشوند و دارنده اش می تواند با مجازات تیرباران در ملاء عام روبرو شود .  کمونیستهایی هم که به عنوان مهمان دولت کره شمالی و به منظور شرکت در جشنهای دولتی به آن کشور سفر می کنند باید به محض ورود ، دوربین فیلمبرداری و موبایل خود را تحویل بدهند و در وقت خروج از آن کشور تحویل بگیرند . حرف زدن با اتباع کره شمالی برای خارجی ها مطلقا ممنوع است و حتی اگر قیمت کالایی را هم بخواهند بپرسند این کار را باید از طریق فردی که مراقب توریست است و او را قدم به قدم همراهی می کند ، پرسیده شود .  مردم کره شمالی هیچ خبری از دنیای بیرون از کشورشان ندارند و تاکنون هیچ فیلم خارجی را در تلوزیونشان یا سینماهایشان ندیده اند . آنها نمی دانند که واقعا در دنیا چه می گذرد؟  چند سال پیش در دانشگاه پیونگ یانگ کره شمالی فیلم اولیور توئیست که داستانش متعلق به دویست سال پیش است را برای دانشجویان نمایش داده بودند و گفته بودند حالا خودتان خیابانهای لندن را ببینید و قضاوت کنید که ما پیشرفته تریم یا اروپایی ها؟  مقامات کره شمالی می گویند تماشای فیلمهای خارجی و بخصوص فیلمهای آمریکایی باعث تهاجم فرهنگی دشمن می شود . اصولا مقامات کره شمالی به تمام دنیا ( بجز چین ، روسیه ، کوبا ، لیبی ، سوریه و ونزوئلا ) می گویند دشمن .  در کره شمالی آموزش و پرورش رایگان است اما نود درصد از مطالب کتابها در وصف مقام رهبری کره شمالی و پدرش و نیز دستاوردهای حکومت کمونیستی است . بهداشت و درمان هم رایگان است اما در بیمارستانهایش هیچ نوع دارو و امکاناتی وجود ندارد و بیماران صرفا برای مرگ و راحت شدن از دست زجر کشیدنهایشان به آنجا می روند . مردم کره شمالی به ظاهر در مسکن های رایگان زندگی می کنند اما خانه هایشان به سلول انفرادی بیشتر شبیه هستند تا منزل و مسکن یک انسان . هیچ کس حق داشتن ماشین شخصی را ندارد و هفتاد درصد مردم برای مسافرتهایشان از دوچرخه استفاده می کنند . همهء مردم کره شمالی موظف هستند که با یونیفرم رسمی از منزل خارج شوند و یا آنکه علامت خاصی را روی پیراهنهایشان نصب کنند تا به این ترتیب وزارت اطلاعات و امنیت کشورشان بداند چه کسانی و با چه شغلها و موقعیتهایی در حال عبور و مرور در کوچه ها و خیابانها هستند . در کره شمالی دو نوع پول رایج وجود دارد . یکی پولی که مردم آن کشور استفاده می کنند و یکی هم پولی که خارجی های مقیم آن کشور موظفند خرج کنند . سیستمهای امنیتی کره شمالی معتقدند که به این شکل می توان فهمید که چه کسی از دشمن و یا توریستهای خارجی پول گرفته یا با او معامله کرده است .  مردم کره شمالی موظف هستند که هر روز و قبل از شروع کار ابتدا در مقابل مجسمه های رهبر حکومتشان و پدر او تعظیم کنند و سپس به مدت ده دقیقه به سخنرانی های ضد آمریکایی رئیس یا مدیر یا معلمشان گوش کنند و بعد هم به مدت پنج دقیقه شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر دشمن بدهند و آنگاه کارشان یا درسشان را آغاز نمایند .  این برنامه پنجاه سال است که هر روز صبح در سراسر کره شمالی اجرا می شود . درآمد همهء مردم در کره شمالی یکسان است و هر نفر معادل ۴۸ هزارتومان در ماه حقوق می گیرد . ورزشکاران کره شمالی قبل از اعزام به خارج از کشور و حضور در مسابقات خارجی ، ابتدا در کلاسهای عقیدتی و سیاسی شرکت می کنند و بعد خانواده هایشان به گروگان گرفته میشوند تا فرزند ورزشکارشان به کره برگردد . اگر کسی برنگشت ، همهء عزیزانش را یکجا تیرباران می کنند . وقتی هم برگشت اجازهء دیدن هیچ کس را ندارد و برای مدتی طولانی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کره شمالی بررسی میشود تا مشخص گردد که در چند روزی که در کشورش نبوده آیا مورد تهاجم فرهنگی دشمن قرار گرفته است یا نه؟  کشور کره شمالی تنها یک وبسایت دارد! من بعدا دربارهء این وبسایت و مطالبش (که به انگلیسی هم هستند) نکات جالبی را خواهم نوشت . مردم کره شمالی معتقد هستند که به دلیل اعتقادشان به کمونیسم و زندگی در یک کشور کمونیستی ، خوشبخت ترین انسانهای روی زمین هستند . از نظر عموم مردم بدبخت و مفلوک و بی خبر از دنیای کره شمالی مارکس و انگلس و لنین و استالین سازندگان تاریخ و تمدن بشری هستند . آنها تحت تاثیر بمبارانهای تبلیغاتی حکومتشان بر این باور هستند که رهبر سابقشان ( کیم ایل سونگ ) بعد از مرگش به خورشید پیوسته و کار خوبی هم البته کرده است اما اگر رهبری کنونی شان بمیرد نه تنها کره زمین بلکه منظومه شمسی نیز متلاشی خواهد شد! تنهاسایت کره شمالی که توسط وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور اداره میشود صراحتا به زبان انگلیسی نوشته است که طبق کشف جدیدی که شده ، کیم ایل سونگ از همان ابتدا بخشی از خورشید بوده! وقتی کیم ایل سونگ مرد ، مرکز هواشناسی کره شمالی اعلام کرد به دلیل پیوستن رهبر بزرگ و بنیانگزار کبیر انقلاب کمونیستی کره شمالی به خورشید ، درجهء حرارت خورشید و طبیعتا گرمای جهان بطور ناگهانی بالا رفته است!  سازمان حفاظت محیط زیست کره شمالی نیز اعلام کرد گروهها و دسته های انبوه و بی شماری از پرندگان به طرز شگفت انگیزی برای بنیانگزار انقلاب شکوهمند کمونیستی ادای احترام کرده اند . در آن زمان روزنامهء اطلاعات چاپ تهران این خبرها را عینا و به نقل از خبرگزاری ها منتشر کرد .  کمونیستهای ایرانی که در نوع خود عجیب و غریب ترین کمونیستهای جهان محسوب میشوند با رحل اقامت افکندن در کشورهای اروپای غربی و نیز کانادا و آمریکا ، از بام تا شام علیه همین کشورهای غربی ، کانادا و آمریکا در وبسایتها و وبلاگها و فیس بوکهایش مطلب می نویسند اما حاضر نیستند برای یک شب در عمرشان هم که شده است این کشورهای غربی و پادشاهی اروپایی را ول کنند و بروند در کره شمالی یا کوبا زندگی کنند تا طعم زندگی در زیر سایهء یک حکومت کمونیست .و کمونیسم واقعی را بچشند.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1390ساعت 16:14 توسط شنتیا ( م.ع ) |


مجنون لیلی


یک شبی مجنون نمازش را شکست...

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست!....

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای،

بر صلیب عشق دارم کرده ای!!!

مرد این بازیچه دریگر نیستم،

این تو و لیلای تو ... من نیستم!!!

گفت : دیوانه لیلایت منم،

در رگت پنهان و پیدایت منم...

سالها با جور لیلا ساختی...

من کنارت بودم و نشناختی!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 16:8 توسط شنتیا ( م.ع ) |